آداب و رسوم فرهنگ بومی معماری قوم بلوچ

آداب و رسوم فرهنگ معماری قوم بلوچ

معماری قوم بلوچ چگونه است؟

هنرمند تجسمی و منتقد هنری محسن کیانی، در کتاب خود با عنوان معماری قوم بلوچ ، صنایع دستی، و نمادهای مذهبی، به این موضوع می پردازد که نمادها و سمبل ها از کجا نشات می گیرند و با معانی زمینه ای وابسته به فحوا پیوند برقرار می کنند، و در نهایت به تعریف افراد و مردم از طریق تعامل با محیط آنها می پردازد. در مورد بلوچستان، نماد ها بسیار اندک و ساده هستند که بیانگر احساسات و معانی اصلی و منعکس کننده مینیمالیسم گذرا، شیوه زندگی عشایری است. معماری و صنایع دستی بلوچستان، براساس ترکیب موزون سادگی و کارکرد گرایی، شامل آثار برخی از اولین نمونه های هنر و معماری قوم بلوچ اسلامی است. بلوچستان بزرگترین استان پاکستان، با نرخ تحصیلات پایین و توسعه زیربنایی حداقل می باشد.

فرهنگ بومی معماری قوم بلوچ

معماری قوم بلوچ ، صنایع دستی، و نماد گرایی مذهبی، دیدگاهی تازه از منطقه ای را ارائه می دهد که ما اطلاعات کمی در مورد آن داریم. این استان نسبتا از سایر نواحی کشور و در واقع جهان، دور باقی مانده است. سبک های فرهنگی و زیبایی شناختی آن در طول قرن ها، مستقل از هنر اسلامی و عرصه معماری و رها از ارزش ها و آرمان های ملی گرایانه توسعه یافته است. این کتاب حاصل تحقیقات مستقل انجام شده توسط کیانی در سایت های مختلف در طول سالهای متمادی می باشد. این کتاب با اسلوب خاصی سازماندهی شده و با ترتیب منطقی برای خلق فرضیه های نویسنده پیش رفته است. نویسنده موضوعات مرتبط با موضوع را شامل معماری اسلامی ، ایده های معاصر مرتبط با حوزه نماد گرایی در جهان امروز، و فلسفه غرب و تفسیر فرهنگ شرقی، مورد بحث و گفتگو قرار داده است.

آداب و رسوم معماری قوم بلوچ

او از بازدید های خود از اماکن یاد می کند.

به مشاهدات خود ازجمله قالب و ترکیب طرح ها استناد می کند.

بلوچستان در طول قرن ها، مورد هجوم بیگانگان زیادی قرار گرفته است.

مقدونی ها به آن به عنوان بخشی از برنامه های فتح بیشتر اسکندر حمله کردند.

موج متعددی از ایرانیان، اعراب، و افغان، این استان را تحت حمله قرار دادند.

به طور موقت در آن سکنی گزیدند.

در نهایت مغول ها و بریتانیایی ها به بلوچستان یورش بردند.

که در آن زمان، نقطه اتصال میان ایران و هند.

از طریق ایران، راه ارتباطی به مسیرهای تجاری آسیایی بود.

تبلیغات به منظور تجزیه و تحلیل مردم و رویه آنان.

نویسنده، پیشینه و زمینه  جامعی را برای اطلاعاتی در مورد گروه های مختلف قومی در اختیار قرار می دهد.

جمعیت بلوچستان بلوچ، پختون و براهویی را تشکیل می دهند.

ویژگی معماری قوم بلوچ و سیستانی

او ریشه ها و خواستگاه احتمالی آنها را حدس می زند و تحقیقات مبنی بر تاریخ و معتبر و سنن شفاهی موجود در جوامع را عنوان می کند. او در مورد ریشه های زبان اصلی در سراسر استان تحقیق می کند و نشان می دهد که آنها تحت تاثیر واژگان و دستور زبان سانسکریت، آریایی، روم و یونان بوده اند. درصد زیادی از جمعیت بلوچستان دارای سبک زندگی عشایری هستند و کشاورزی محدودی دارند و به شدت به دام جهت تامین مواد غذایی و حمل و نقل می باشند. زندگی در محیط عشایری سخت و خشن بلوچستان، همگام با تغییراتی که در ریگ های روان بیابان عظیم خاران اتفاق می افتد، تغییر می کند.. شاید این شیوه زندگی عشایری و زودگذر و بی دوام مردم بومی پراکنده در سراسر بی پایانی بیابان تک رنگ است که کیفیت صوفیانه به محیط فیزیکی کلی استان می بخشد.

شاخصه های شناخت مفهومی معماری قوم بلوچ

بر خلاف شهر های اصلی و یا حتی روستاهای کوچکتر پراکنده در سراسر پاکستان، بلوچستان نه با تداوم دوام زندگی شهری و یا ارزش های مدنی با حرکت مداوم، مهاجرت و ابتکار و بدیهه‌سازی‌ در بیابان تعریف می شود. از ویژگی های جالب توجه معماری قوم بلوچ چشم انداز بی تمدن، محل کار است. این اماکن، سازه هایی برای چوپانان و یا کشاورزانی است که محل اقامت یک یا دو نفر می باشد. آنها نشان دهنده نقطه تمرکز بصری در پراکندگی یکنواخت صحرا است. این اغلب الگوهای شغلی یا مهاجرتی خانه به دوش ها است که میزان نا پایداری در زندگی خانوادگی ثابت را به آنها تحمیل می کند. با افزایش سطح تحصیلات ، نسل جوان تصمیم گرفتند که به طور نیمه دائم، در فاصله نزدیک تری به شهر ها اقامت کنند و مشاغل اجرایی و دولتی را به دست بگیرند و خانه های زمستانی بر پا کنند.

معماری قوم بلوچ عشایر آبا و اجدادی

دیگر عشایر نیز شیوه های تجاری آبا و اجدادی خود از شتر زا به کامیون و ون ارتقا دادند و از این رو ترجیح دادند که نزدیکتر به شهر ها اقامت گزینند. نماز روزانه نیز جنبه مهمی از زندگی اجتماعی بلوچ را تعریف می کند وحدت قبیله ای و ادغام منابع اندک برای ساخت و برپایی مساجد قبیله ای. مناره یک عنصر مرکزی برای مسجد صحرایی است. بلوچ، ارزشهای فرهنگی بسیاری را به مناره مربوط می کند. بر اساس مصاحبه های ضبط شده توسط نویسنده با مردم بومی، نماد گرایی یا سمبولیسم مرتبط با مناره شامل تقدس، جایگاه مذهبی، ابزار رسیدن به خدا، و یکارتباطی بین زمین و آسمان است. این موارد جدا از کارکرد آشکار آن است. جزئیات ظاهری و طرح بندی داخلی منازل، بیشتر با باورهای فرهنگی و مذهبی به عنوان الزامات آب و هوایی و فضایی ساکنان آن شکل گرفته است.

تجلی هنر معماری قوم بلوچ سنتی

تفکیک واضح و علنی فضاهای مورد استفاده مردان و زنان در خانه بازتابی از سیستم ارزش های سنتی آنان است. اما کیانی اشاره می کند که وقتی صحبت از حفظ نظم اجتماعی در یک قبیله پیش می آید، دوگانگی آشکاری میان نظام های اعتقادی مشاهده می شود. با وجود یکنواختی شیوه زندگی روستایی، زندگی بلوچ عاری از زیبایی شناسی نیست. استفاده از آنها از رنگ و طرح در خانه ها، لباس ها و صنایع دستی آنان گرچه ابتدایی است اما مظهر تجلی هنری است که آنها به آن افتخار کرده و می بالند. یکی از روزنه های این تجلی هنری، طراحی فرش و تابلو فرش است. فرش صحنه هایی از زندگی روزمره و محیط زیست بیابان را به تصویر می کشد. موضوع به صورت دو بعدی نشان داده می شود و نیاز اندکی به انتزاع است.

معماری قوم بلوچ غرور و افتخار ایران

برخی از فرش های بلوچ حیوانات و مردم را به تصویر می کشد که شاهدی است بر غرور و افتخار آنها به سبک زندگی خود با پایبندی سرسخت به احکام مذهبی. معماری داخلی و عمومی و هنر جامعه، تلاش جمعی و اجتماعی، تجلی آگاهانه غنا و تنوع در جامعه و مظهر غرور و افتخار آنها به ارزشهای خود است. این امر برخلاف ماهیت فیزیکی یا اجتماعی و اقتصادی تحولات شهری در معماری و هنر ، به شدت از سنت ذاتی نشات می گیرد. در حالی که تجلی هنری شهری از انگیزه نمایش بر می آید، هنر منطقه بیابانی نسبت به تصدیق فراتر از دایره خصوصی خود، خالص و بی تفاوت است. گفته می شود که فرهنگ قبیله ای بلوچستان، با وجود داشتن چندین روش هم پوشان، یکنواخت و یکسان نیستند.

در داخل اختلافات قومی و زبانی هر قبیله، اختلاطی از خرده فرهنگ، تنوع زبانی و سیستم ارزشی وجود دارد. کیانی موضوعات روزمره در زندگی مردم بلوچ را تجزیه و تحلیل می کند تا ارزش های عمیق تر موجود در این موضوعات و سبک آنها را مورد بررسی قرار دهد.